نوشته شده توسط : مهدی

 

( ملیت: ایرانی   قرن: 14 )

 

عبدالحسین فرزند عالم ربانى و خطیب سبحانى حاج شیخ محمدعلى خراسانى نجفى از افضال وعاظ و گویندگان حوزه علمیه نجف اشرف مى‏باشند. وى در روز سوم جمادى‏الثانى سال 1345 قمرى در نجف اشرف به دنیا آمده و در حجر تربیت پدر بزرگوارش پرورش یافته قرآن را در مدت شش ماه نزد خواهرش آموخته و مقدمات و ادبیات را از اساتید آنجا فراگرفته است. و از همان اوان كودكى ابیاتى را كه والده‏اش صبیه مرحوم حاج شیخ مهدى كاشانى مقسم شهریه مرحوم آقا سید محمدكاظم یزدى به او آموخته بود در منابر قرائت كرده و مورد تشویق و تحریص ایشان به منبر رفتن مى‏گردید تا در سن 14 سالگى اشتغال به این امر داشت و والد مرحومش ایشان را ترغیب به تحصیل علم مى‏نمود. پس مقدمات و سطوح را خدمت مرحوم حاج شیخ على‏اكبر شیرازى و برادر گرامیش حاج شیخ محمدتقى واعظ زاده و آقاى شیخ على‏اكبر كرمانى و آقا شیخ على میامه‏اى و حاج شیخ ذبیح‏اللَّه قوچانى و حاج سید احمد اشكورى داماد آیت‏اللَّه العظمى اصفهانى و آیت‏اللَّه حاج شیخ محمدتقى بروجردى و حاج سید على قوچانى و حاج شیخ محمد حسین دهاقانى و حاج شیخ فاضل استرآبادى و حاج سید محمد حسن شیرازى نوه میرزا بزرگ شیرازى و حاج سید سجاد علوى گرگانى و آقاسید محمدباقر محلاتى خوانده و پس از آن به درس خارج فقه و اصول و تفسیر آیت‏اللَّه العظمى خوئى مدظله المعارف شركت و استفاده نموده و بسیارى از دروس ایشان را در فروع علم اجمالى و بسیارى از كتاب صلوه وصوم و زكوه و حج و غیر آنها را به رشته تحریر درآورده و نیز یكدوره كامل اصول ایشان را نوشته و یك دوره دیگر به صورت حاشیه بر دوره اول مرقوم داشته و همینطور از اساتید دیگرى كه از آنها استفاده نموده آیات یاد شده زیرند: 1- آیت‏اللَّه حاج شیخ هاشم آملى 2- آیت‏اللَّه حاج سید محمود شاهرودى 3- آیت‏اللَّه حاج میرزا عبدالهادى شیرازى 4- آیت‏اللَّه حاج میرزا باقر زنجانى 5- آیت‏اللَّه حاج سید محسن حكیم 6- آیت‏اللَّه حاج شیخ كاظم شیرازى 7- آیت‏اللَّه حاج سید محمد هادى میلانى 8- آیت‏اللَّه حاج سید نصراللَّه مستنبط داماد بزرگ آیت‏اللَّه الظمى خوئى كه غالب تعطیلى‏هاى ماه رمضان و ایام عاشوراء و غیره از ایشان استفاده نموده است. و ایشان در ضمن تدریس سطوح در ایام عاشوراء و غیره در منازل آیات عظام منبر رفته و تبلیغ دین و ترویج احكام و نشر معارف و مصائب اهل‏البیت علیهم‏السلام نموده و ایفاء وظیفه مى‏نمایند. برادر بزرگوارشان جناب حجةالاسلام حاج شیخ محمدتقى واعظ زاده كه حدود بیست سال از ایشان بزرگتر و اكنون حدود هشتاد و هفت سال از سن مباركشان مى‏گذرد در نجف اشرف اقامت و به وظایف دینى و روحى اشتغال دارند و آن جناب از شاگردان مرحوم آیت العظمى اصفهانى و آیت‏اللَّه میرزا عبدالهادى شیرازى و آیت‏اللَّه حاج سید محمود شاهرودى و آیت‏اللَّه حاج میرزا باقر زنجانى و بالاخص آیت‏اللَّه العظمى خوئى مى‏باشد. و ایشان نیز مانند والدشان از طریق منبر ایفاء وظیفه نمودند و مردم را متوجه به خاندان رسالت علیهم‏السلام مى‏نمایند و ایشان داراى سه فرزند روحانى مى‏باشند. 1- میرزا احمد كه در قم اشتغال به تحصیل دارند. 2- آقا شیخ قاسم و آقا شیخ على كه این دو در نجف اشرف اشتغال به تحصیل علم و كمال دارند. مترجم محترم پس از تسفیر به ایران از طرف بعث شوم عراق چندى در قم اقامت و چندین سال است كه رسما در مشهد مقدس اقامت نموده و به خدمات دینى و روحى اشتغال دارند.

زندگی نامه میرزا حبیب خراسانی

حاج میرزا... شاعر خراسانی از خاندان شهیدی . وی پسر حاج میرزا هاشم پسر میرزا هدایت اﷲ پسر میرزا مهدی خراسانی شهید در سال 1266 هَ . ق . در فتنه سالاری و ایامی که شهر مشهد در محاصره بوده پا به عرصه ٔ وجود گذاشت و پس از طی دوران کودکی در دامان علم و ادب و فضل و کمال تربیت یافت و بنا به استعداد ذاتی در تحصیل علومی که در آن عصر معمول و متداول بود خود را به پایه ای رساند که سرآمداقران گردید. اعتمادالسلطنه در کتاب مطلع الشمس برای معرفی وی چنین گوید: «سید المجتهدین الحاج میرزا حبیب اﷲ از جمله ٔ علماء و اجله ٔ فقهاست . خطه ٔ مشهد مقدس بلکه مملکت خراسان را میشاید که بوجود مبارک ببالد. امروز رونق افادات و تدریس در مشهد مطهر و ارض اقدس به ذات فائض البرکات این بزرگوار منوط است . در جامع گوهرشادآغا به امامت جماعت میپردازد». مرحوم حبیب از اوان جوانی در اثر تحصیل علوم و مطالعه ٔ بسیار و مصاحبت با دانشمندان و فضلاء عصر خود صاحب ملکات فاضله شد و در عالم عرفان وقوفی تام یافت که این خود موجب شد سبک و روشی ممتاز خالی از ریب و ریا پیشه ٔ خود سازد. یکی از شاگردان وی نوشته است : آثار صفا و صداقت و اصالت ذاتی از قیافه و سیماش ظاهر و هویدا بوده مناعت طبع و عزت نفسی عجیب داشت . سیدحسن مشکان طبسی که درک فیض محضر وی را کرده در مجله ٔ دبستان چنین نوشته است : «زبان عادیش زبان ادبی فصیح و خالی از هرگونه آهنگهای مخصوص بلاد. غالباً در اثنای سخن اشعار نخبه ٔ اساتید را بطوری می آورد که شنونده گمان میکرد آن شعر هم جزء صحبت است . غالباً در منبر دو ساعت سخن بیش میکرد در صورتی که مستمعین تصور نیم ساعت میکردند. شعر بسیار گفته ولی در تدوینش توجهی نشده ولی همان مقداری که باقی مانده معلوم میدارد طبع و قریحه ٔ شعری او در درجه ٔ عالی بوده . اشعارش غالباً ناشی از حال و دارای سیاقهای مختلف است که برحسب اقتضای حال پیش آمده و در غالب آنها اثری است که در اثر بسیاری اشعار اساتید نیست .». با اینکه اوضاع و احوال زندگانی و شئون حبیب اقتضا داشت ، در ناز و نعمت فراوان زندگی کند و خود را با کبکبه و جلال در میان اقران نشان دهد، همواره راه ریاضت را می پیموده و برای کسب کمالات صوری و معنوی به تزکیه ٔ نفس و تهذیب اخلاق میپرداخت تاحدی که میتوان گفت در عین اینکه در میان جامعه بسر میبرد افکارش به عالم دیگری بستگی داشت . مردم پیوسته او را در خود فرورفته میدیدند. اکثر اوقات را در دامنه ٔ کوه شاندیز و اَبَردِه و زُشک دور از مردم زندگی میکرد و به حل مشکلات و معمای زندگی میپرداخت . از مردمان ظاهرفریب زهدفروش سخت بیزاری می جست و وجود زهدفروشان و عالم نمایان دروغی را موجب نکبت و زوال جامعه میدانست . افکاری بسیار روشن داشت که با شرائط زمان و مکان بهیچ وجه وفق نمیداد، معهذا برای هدایت و تعلیم مردم و روشن شدن افکار با وجود معاندین بسیار ازبذل مساعی خودداری نمیکرد. از جهل و نادانی مردم و از این که در عصری زندگی میکند که توده ٔ مردم با خرافات و موهومات سروکار دارند اندوه بسیار میخورد و رنج میکشید. با اینکه قرضهای کمرشکن داشت از بذل موجودی خود برای رفاه حال آبروداران و عیال مندان مضایقت نمیورزید. دیوان اشعارش شهادت میدهد که دارای ذوق و هوشی فوق العاده بود. افکار بلندش را در اشعاری که سروده میتوان جستجو کرد و بطرز تفکر و قوه ٔ خلاقه ٔ این مرد نادرالوجود پی برد. وی در علم کلام و حکمت و فقه واصول در سایه ٔ تعلیم حاج میرزا نصراﷲ و استفاده ٔ کاملی که در موقع مراجعت از مکه از محاضر میرزای رشتی ،میرزای شیرازی ، و فاضل دربندی برده بود رجحان و برتری خود را در مقابل همگنان ممتاز و مسلم ساخته بود، زبان فرانسه را نیز پس از مراجعت از مکه نزد حاج سیاح محلاتی که مدتی در مشهد رحل اقامت افکنده بود آموخت . بعضی از کتب درسی فرانسه که با خط خود در حاشیه ٔ آن یادداشتهائی بوده هنوز موجود و نزد یکی از وراث است که من خود دیده ام . مردم خراسان در درک محراب و منبرش همواره به یکدیگر سبقت میگرفتند تا از نصایح حکیمانه و سخنان عارفانه ٔ وی حظی وافر برند. آنچنان محبت خود را در دل مردم عصر خود جای داده بود که نظیر نداشت . رفته رفته حسادت حاسدین رو بشدت گذاشت و وجود وی را باعث کسادی بازار خود دیدند و طرفدارانش به حمایت وی برخاستند و عاقبت الامر کار بجائی رسید که در اواخر عمر همواره از شهر گریزان بود و برای راز و نیاز خود اکثر اوقات را در خارج شهر میگذراند. سرانجام درتاریخ 27 شعبان یک 1327 هَ . ق . درگذشت و در حرم مطهر حضرت رضا در بالای صفه ٔ شاه طهماسبی به خاک سپرده شد. (تلخیص از سخنرانی محمد شهید نورائی در مشهد):
سالها بر کف گرفتم سبحه ٔ صد دانه را
تا ببندم زین فسون پای دل دیوانه را
سبحه ٔ صد دانه چون کار مرا آسان نکرد
کرد باید جستجو آن گوهر یک دانه را
سخت و سست و ناتوان گشتم مگر نیرو دهد
قوت بازوی مردان همت مردانه را
برفروز از می چراغی من ز مسجد نیمه شب
آمدم بیرون و گم کردم ره میخانه را
ساقی از درد قدح ما را نصیبی بخش نیز
چون رسد نوبت بپایان گردش پیمانه را
ما گدایان را طفیل خویش از این خوان کرم
قسمتی ده میشناسی گر تو صاحبخانه را
کعبه را بتخانه کردم من ، تو ای دست خدا
آستینی برفشان و کعبه کن بتخانه را
واعظا افسانه کمتر گو که من از دایه نیز
در زمان کودکی بشنیدم این افسانه را

 



:: بازدید از این مطلب : 154
|
امتیاز مطلب :
|
تعداد امتیازدهندگان :
|
مجموع امتیاز :
تاریخ انتشار : | نظرات ()